بخش

دفتر ششم مولانا

این بخش از «مثنوی معنوی» مولانا است و ۱۴۰ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۴۰).

مورد منتشرشده
۱۴۰
صفحه
۹

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۱۴۰ مورد · نمایش ۱ تا ۱۶)

  1. ۱بخش ۱ - تمامت کتاب الموطد الکریمای حیات دل حسام‌الدین بسیمیل می‌جوشد به قسم سادسیخواندن شعر ‹
  2. ۲بخش ۲ - سؤال سایل از مرغی کی بر سر ربض شهری نشسته باشد سر او فاضل‌ترست و عزیزتر و شریف‌تر و مکرم‌تر یا دم او و جواب دادن واعظ سایل را به قدر فهم اوواعظی را گفت روزی سایلیکای تو منبر را سنی‌تر قایلیخواندن شعر ‹
  3. ۳بخش ۳ - نکوهیدن ناموسهای پوسیده را کی مانع ذوق ایمان و دلیل ضعف صدق‌اند و راه‌زن صد هزار ابله چنانک راه‌زن آن مخنث شده بودند گوسفندان و نمی‌یارست گذشتن و پرسیدن مخنث از چوپان کی این گوسفندان تو مرا عجب گزند گفت ای مردی و در تو رگ مردی هست همه فدای تو اند و اگر مخنثی هر یکی ترا اژدرهاست مخنثی دیگر هست کی چون گوسفندان را بیند در حال از راه باز گردد نیارد پرسیدن ترسد کی اگر بپرسم گوسفندان در من افتند و مرا بگزندای ضیاء الحق حسام‌الدین بیاای صقال روح و سلطان الهدیخواندن شعر ‹
  4. ۴بخش ۴ - مناجات و پناه جستن به حق از فتنهٔ اختیار و از فتنهٔ اسباب اختیار کی سماوات و ارضین از اختیار و اسباب اختیار شکوهیدند و ترسیدند و خلقت آدمی مولع افتاد بر طلب اختیار و اسباب اختیار خویش چنانک بیمار باشد خود را اختیار کم بیند صحت خواهد کی سبب اختیارست تا اختیارش بیفزاید و منصب خواهد تا اختیارش بیفزاید و مهبط قهر حق در امم ماضیه فرط اختیار و اسباب اختیار بوده است هرگز فرعون بی‌نوا کس ندیده استاولم این جزر و مد از تو رسیدورنه ساکن بود این بحر ای مجیدخواندن شعر ‹
  5. ۵بخش ۵ - حکایت غلام هندو کی به خداوند‌زادهٔ خود پنهان هوای آورده بود چون دختر را با مهتر‌زاده‌ای عقد کردند غلام خبر یافت رنجور شد و می‌گداخت و هیچ طبیب علت او را در نمی‌یافت و او را زهرهٔ گفتن نهخواجه‌ای را بود هندو بنده‌ایپروریده کرده او را زنده‌ایخواندن شعر ‹
  6. ۶بخش ۶ - صبر فرمودن خواجه مادر دختر را کی غلام را زجر مکن من او را بی‌زجر ازین طمع باز آرم کی نه سیخ سوزد نه کباب خام ماندگفت خواجه صبر کن با او بگوکه ازو ببریم و بدهیمش به توخواندن شعر ‹
  7. ۷بخش ۷ - در بیان آنک این غرور تنها آن هندو را نبود بلک هر آدمیی به چنین غرور مبتلاست در هر مرحله‌ای الا من عصم اللهچون بپیوستی بدان ای زینهارچند نالی در ندامت زار زارخواندن شعر ‹
  8. ۸بخش ۸ - در عموم تاویل این آیت کی کلما اوقدوا نارا للحربکلما هم اوقدوا نار الوغیاطفاء الله نارهم حتی انطفاخواندن شعر ‹
  9. ۹بخش ۹ - قصه‌ای هم در تقریر اینشرفه‌ای بشنید در شب معتمدبرگرفت آتش‌زنه که آتش زندخواندن شعر ‹
  10. ۱۰بخش ۱۰ - وا نمودن پادشاه به امرا و متعصبان در راه ایاز سبب فضیلت و مرتبت و قربت و جامگی او بریشان بر وجهی کی ایشان را حجت و اعتراض نماندچون امیران از حسد جوشان شدندعاقبت بر شاه خود طعنه زدندخواندن شعر ‹
  11. ۱۱بخش ۱۱ - مدافعهٔ امرا آن حجت را به شبههٔ جبریانه و جواب دادن شاه ایشان راپس بگفتند آن امیران کین فنیستاز عنایتهاش کار جهد نیستخواندن شعر ‹
  12. ۱۲بخش ۱۲ - حکایت آن صیادی کی خویشتن در گیاه پیچیده بود و دستهٔ گل و لاله را کله‌وار به سر فرو کشیده تا مرغان او را گیاه پندارند و آن مرغ زیرک بوی برد اندکی کی این آدمیست کی برین شکل گیاه ندیدم اما هم تمام بوی نبرد به افسون او مغرور شد زیرا در ادراک اول قاطعی نداشت در ادراک مکر دوم قاطعی داشت و هو الحرص و الطمع لا سیما عند فرط الحاجة و الفقر قال النبی صلی الله علیه و سلم کاد الفقر ان یکون کفرارفت مرغی در میان مرغزاربود آنجا دام از بهر شکارخواندن شعر ‹
  13. ۱۳بخش ۱۳ - حکایت آن شخص کی دزدان قوج او را بدزدیدند و بر آن قناعت نکرد به حیله جامه‌هاش را هم دزدیدندآن یکی قج داشت از پس می‌کشیددزد قج را برد حبلش را بریدخواندن شعر ‹
  14. ۱۴بخش ۱۴ - مناظرهٔ مرغ با صیاد در ترهب و در معنی ترهبی کی مصطفی علیه‌السلام نهی کرد از آن امت خود را کی لا رهبانیة فی الاسلاممرغ گفتش خواجه در خلوت مه‌ایستدین احمد را ترهب نیک نیستخواندن شعر ‹
  15. ۱۵بخش ۱۵ - حکایت پاسبان کی خاموش کرد تا دزدان رخت تاجران بردند به کلی بعد از آن هیهای و پاسبانی می‌کردپاسبانی خفت و دزد اسباب بردرختها را زیر هر خاکی فشردخواندن شعر ‹
  16. ۱۶بخش ۱۶ - حواله کردن مرغ گرفتاری خود را در دام به فعل و مکر و زرق زاهد و جواب زاهد مرغ راگفت آن مرغ این سزای او بودکه فسون زاهدان را بشنودخواندن شعر ‹