بخش
دفتر ششم مولانا
این بخش از «مثنوی معنوی» مولانا است و ۱۴۰ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۴۰).
- مورد منتشرشده
- ۱۴۰
- صفحه
- ۹
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۶۵بخش ۶۵ - قصهٔ آن گنجنامه کی پهلوی قبهای روی به قبله کن و تیر در کمان نه بینداز آنجا کی افتد گنجستدید در خواب او شبی و خواب کوواقعهٔ بیخواب صوفیراست خوخواندن شعر ‹
- ۶۶بخش ۶۶ - تمامی قصهٔ آن فقیر و نشان جای آن گنجاندر آن رقعه نبشته بود اینکه برون شهر گنجی دان دفینخواندن شعر ‹
- ۶۷بخش ۶۷ - فاش شدن خبر این گنج و رسیدن به گوش پادشاهپس خبر کردند سلطان را ازینآن گروهی که بدند اندر کمینخواندن شعر ‹
- ۶۸بخش ۶۸ - نومید شدن آن پادشاه از یافتن آن گنج و ملول شدن او از طلب آنچونک تعویق آمد اندر عرض و طولشاه شد زان گنج دل سیر و ملولخواندن شعر ‹
- ۶۹بخش ۶۹ - باز دادن شاه گنجنامه را به آن فقیر کی بگیر ما از سر این برخاستیمچونک رقعهٔ گنج پر آشوب راشه مسلم داشت آن مکروب راخواندن شعر ‹
- ۷۰بخش ۷۰ - حکایت مرید شیخ حسن خرقانی قدس الله سرهرفت درویشی ز شهر طالقانبهر صیت بوالحسین خارقانخواندن شعر ‹
- ۷۱بخش ۷۱ - پرسیدن آن وارد از حرم شیخ کی شیخ کجاست کجا جوییم و جواب نافرجام گفتن حرماشکش از دیده بجست و گفت اوبا همه آن شاه شیریننام کوخواندن شعر ‹
- ۷۲بخش ۷۲ - جواب گفتن مرید و زجر کردن مرید آن طعانه را از کفر و بیهوده گفتنبانگ زد بر وی جوان و گفت بسروز روشن از کجا آمد عسسخواندن شعر ‹
- ۷۳بخش ۷۳ - واگشتن مرید از وثاق شیخ و پرسیدن از مردم و نشان دادن ایشان کی شیخ به فلان بیشه رفته استبعد از آن پرسان شد او از هر کسیشیخ را میجست از هر سو بسیخواندن شعر ‹
- ۷۴بخش ۷۴ - یافتن مرید مراد را و ملاقات او با شیخ نزدیک آن بیشهاندرین بود او که شیخ نامدارزود پیش افتاد بر شیری سوارخواندن شعر ‹
- ۷۵بخش ۷۵ - حکمت در انی جاعل فی الارض خلیفةپس خلیفه ساخت صاحبسینهایتا بود شاهیش را آیینهایخواندن شعر ‹
- ۷۶بخش ۷۶ - معجزهٔ هود علیهالسلام در تخلص مؤمنان امت به وقت نزول بادمؤمنان از دست باد ضایرهجمله بنشستند اندر دایرهخواندن شعر ‹
- ۷۷بخش ۷۷ - رجوع کردن به قصهٔ قبه و گنجنک خیال آن فقیرم بیریاعاجز آورد از بیا و از بیاخواندن شعر ‹
- ۷۸بخش ۷۸ - انابت آن طالب گنج به حق تعالی بعد از طلب بسیار و عجز و اضطرار کی ای ولی الاظهار تو کن این پنهان را آشکارگفت آن درویش ای دانای رازاز پی این گنج کردم یاوهتازخواندن شعر ‹
- ۷۹بخش ۷۹ - آواز دادن هاتف مر طالب گنج را و اعلام کردن از حقیقت اسرار آناندرین بود او که الهام آمدشکشف شد این مشکلات از ایزدشخواندن شعر ‹
- ۸۰بخش ۸۰ - حکایت آن سه مسافر مسلمان و ترسا و جهود و آن کی به منزل قوتی یافتند و ترسا و جهود سیر بودند گفتند این قوت را فردا خوریم مسلمان صایم بود گرسنه ماند از آنک مغلوب بودیک حکایت بشنو اینجا ای پسرتا نگردی ممتحن اندر هنرخواندن شعر ‹
