بخش
دفتر چهارم مولانا
این بخش از «مثنوی معنوی» مولانا است و ۱۳۹ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۳۹).
- مورد منتشرشده
- ۱۳۹
- صفحه
- ۹
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۳۳بخش ۳۳ - پیدا کردن سلیمان علیهالسلام کی مرا خالصا لامر الله جهدست در ایمان تو یک ذره غرضی نیست مرا نه در نفس تو و حسن تو و نه در ملک تو خود بینی چون چشم جان باز شود به نوراللههین بیا که من رسولم دعوتیچون اجل شهوتکشم نه شهوتیخواندن شعر ‹
- ۳۴بخش ۳۴ - باقی قصهٔ ابراهیم ادهم قدسالله سرهبر سر تختی شنید آن نیکنامطقطقی و های و هویی شب ز بامخواندن شعر ‹
- ۳۵بخش ۳۵ - بقیهٔ قصهٔ اهل سبا و نصیحت و ارشاد سلیمان علیهالسلام آل بلقیس را هر یکی را اندر خور خود و مشکلات دین و دل او و صید کردن هر جنس مرغ ضمیری به صفیر آن جنس مرغ و طعمهٔ اوقصه گویم از سبا مشتاقوارچون صبا آمد به سوی لالهزارخواندن شعر ‹
- ۳۶بخش ۳۶ - آزاد شدن بلقیس از ملک و مست شدن او از شوق ایمان و التفات همت او از همهٔ ملک منقطع شدن وقت هجرت الا از تختچون سلیمان سوی مرغان سبایک صفیری کرد بست آن جمله راخواندن شعر ‹
- ۳۷بخش ۳۷ - چاره کردن سلیمان علیهالسلام در احضار تخت بلقیس از سباگفت عفریتی که تختش را به فنحاضر آرم تا تو زین مجلس شدنخواندن شعر ‹
- ۳۸بخش ۳۸ - قصهٔ یاری خواستن حلیمه از بتان چون عقیب فطام مصطفی را علیهالسلام گم کرد و لرزیدن و سجدهٔ بتان و گواهی دادن ایشان بر عظمت کار مصطفی صلیالله علیه و سلمقصهٔ راز حلیمه گویمتتا زداید داستان او غمتخواندن شعر ‹
- ۳۹بخش ۳۹ - حکایت آن پیر عرب کی دلالت کرد حلیمه را به استعانت به بتانپیرمردی پیشش آمد با عصاکای حلیمه چه فتاد آخر تراخواندن شعر ‹
- ۴۰بخش ۴۰ - خبر یافتن جد مصطفی عبدالمطلب از گم کردن حلیمه محمد را علیهالسلام و طالب شدن او گرد شهر و نالیدن او بر در کعبه و از حق درخواستن و یافتن او محمد را علیهالسلامچون خبر یابید جد مصطفیاز حلیمه وز فغانش بر ملاخواندن شعر ‹
- ۴۱بخش ۴۱ - نشان خواستن عبدالمطلب از موضع محمد علیهالسلام کی کجاش یابم و جواب آمدن از اندرون کعبه و نشان یافتناز درون کعبه آوازش رسیدگفت ای جوینده آن طفل رشیدخواندن شعر ‹
- ۴۲بخش ۴۲ - بقیهٔ قصهٔ دعوت رحمت بلقیس راخیز بلقیسا بیا و ملک بینبر لب دریای یزدان در بچینخواندن شعر ‹
- ۴۳بخش ۴۳ - مثل قانع شدن آدمی به دنیا و حرص او در طلب دنیا و غفلت او از دولت روحانیان کی ابنای جنس ویاند و نعرهزنان کی یا لَیْتَ قَوْمي یَعْلَمونَآن سگی در کو گدای کور دیدحمله میآورد و دلقش میدریدخواندن شعر ‹
- ۴۴بخش ۴۴ - بقیهٔ عمارت کردن سلیمان علیهالسلام مسجد اقصی را به تعلیم و وحی خدا جهت حکمتهایی کی او داند و معاونت ملایکه و دیو و پری و آدمی آشکاراای سلیمان مسجد اقصی بسازلشکر بلقیس آمد در نمازخواندن شعر ‹
- ۴۵بخش ۴۵ - قصهٔ شاعر و صله دادن شاه و مضاعف کردن آن وزیر بوالحسن نامشاعری آورد شعری پیش شاهبر امید خلعت و اکرام و جاهخواندن شعر ‹
- ۴۶بخش ۴۶ - باز آمدن آن شاعر بعد چند سال به امید همان صله و هزار دینار فرمودن بر قاعدهٔ خویش و گفتن وزیر نو هم حسن نام شاه را کی این سخت بسیارست و ما را خرجهاست و خزینه خالیست و من او را بده یک آن خشنود کنمبعد سالی چند بهر رزق و کشتشاعر از فقر و عَوَز محتاج گشتخواندن شعر ‹
- ۴۷بخش ۴۷ - مانستن بدرایی این وزیر دون در افساد مروت شاه به وزیر فرعون یعنی هامان در افساد قابلیت فرعونچند آن فرعون میشد نرم و رامچون شنیدی او ز موسی آن کلامخواندن شعر ‹
- ۴۸بخش ۴۸ - نشستن دیو بر مقام سلیمان علیهالسلام و تشبه کردن او به کارهای سلیمان علیهالسلام و فرق ظاهر میان هر دو سلیمان و دیو خویشتن را سلیمان بن داود نام کردنورچه عقلت هست با عقل دگریار باش و مشورت کن ای پدرخواندن شعر ‹
