ای رخت فکنده تو بر اومید و حذر بر
آخر نظری کن به نظربخش فکر بر
۱ای طالب و ای عاشق بنگر به طلب بخش
بنگر به مؤثر تو چه چفسی به اثر بر
۲او میکشدت جانب صلح و طرف جنگ
گه صحبت یاران و گهی اوج سفر بر
۳در تو نگران او و تو را چشم چپ و راست
او با تو سخن گوی و تو را گوش سمر بر
۴او میزند این سیخ و هش گاو سوی یوغ
عیسیست رفیق و هش خربنده به خر بر
۵هر گاو و خری سیخ خورد بر کفل و پشت
تو سیخ ندامت خوری بر سینه و بر بر
۶زان سیخ کباب دل تو گر نشد آگه
پخته کندت مطبخیش نار سقر بر
۷گه کاسه گرفتی که حلیماب و زفر کو
گه چنگ گرفتی تو به تقریع زفر بر
۸ز افشارش مرگ آن رخ تو گردد چون زر
زر بازدهی و بنهی سر به حجر بر
۹بس چند کنی عشوه تو در محفل کوران
بس چند زنی نعره تو بر مسمع کر بر
۱۰