مرغان که کنون از قفس خویش جدایید
رخ باز نمایید و بگویید کجایید
۱کشتی شما ماند بر این آب شکسته
ماهی صفتان یک دم از این آب برآیید
۲یا قالب بشکست و بدان دوست رسیدست
یا دام بشد از کف و از صید جدایید
۳امروز شما هیزم آن آتش خویشید
یا آتشتان مرد شما نور خدایید
۴آن باد وبا گشت شما را فسرانید
یا باد صبا گشت به هر جا که درآیید
۵در هر سخن از جان شما هست جوابی
هر چند دهان را به جوابی نگشایید
۶در هاون ایام چه درها که شکستید
آن سرمه دیدست بسایید بسایید
۷ای آنک بزادیت چو در مرگ رسیدید
این زادن ثانیست بزایید بزایید
۸گر هند وگر ترک بزادیت دوم بار
پیدا شود آن روز که روبند گشایید
۹ور زانک سزیدیت به شمس الحق تبریز
والله که شما خاصبک روز سزایید
۱۰