خبر کن ای ستاره یار ما را
که دریابد دل خون خوار ما را
۱خبر کن آن طبیب عاشقان را
که تا شربت دهد بیمار ما را
۲بگو شکرفروش شکرین را
که تا رونق دهد بازار ما را
۳اگر در سر بگردانی دل خود
نه دشمن بشنود اسرار ما را
۴پس اندر عشق دشمن کام گردم
که دشمن مینپرسد کار ما را
۵اگر چه دشمن ما جان ندارد
بسوزان جان دشمن دار ما را
۶اگر گِل بر سرستت تا نشویی
بیار و بشکفان گلزار ما را
۷بیا ای شمس تبریزی نیر
بدان رخ نور ده دیدار ما را
۸