به برج دل رسیدی بیست این جا
چو آن مه را بدیدی بیست این جا
۱بسی این رخت خود را هر نواحی
ز نادانی کشیدی بیست این جا
۲بشد عمری و از خوبی آن مه
به هر نوعی شنیدی بیست این جا
۳ببین آن حسن را کز دیدن او
بدید و نابدیدی بیست این جا
۴به سینه تو که آن پستان شیرست
که از شیرش چشیدی بیست این جا
۵