بکت عینی غداة البین دمعا
و اخری بالبکا بخلت علینا
۱فعاقبت التی بخلت علینا
بان غمضتها یوم التقینا
۲چه مرد آن عتابم، خیز یارا
بده آن جام مالامال صهبا
۳نرنجم ز آنچه مردم میبرنجند
که پیشم جمله جانها هست یکتا
۴اگر چه پوستینی بازگونه
بپوشیدهست این اجسام بر ما
۵تو را در پوستین من میشناسم
همان جان منی در پوست جانا
۶بدرم پوست را تو هم بدران
چرا سازیم با خود جنگ و هیجا
۷یکی جانیم در اجسام مفرق
اگر خُردیم اگر پیریم و برنا
۸چراغکهاست کآتش را جدا کرد
یکی اصل است ایشان را و منشا
۹یکی طبع و یکی رنگ و یکی خوی
که سرهاشان نباشد غیر پاها
۱۰در این تقریر برهانهاست در دل
به سر با تو بگویم یا به اخفا
۱۱غلط، خود تو بگویی با تو آن را
چه تو بر توست بنگر این تماشا
۱۲