هین که آمد به سر کوی تو مجنون دگر
هین که آمد به تماشای تو دل خون دگر
۱عاشق روی تو را گنبد گردون نکشد
مگرش جای دهی بر سر گردون دگر
۲عاشق تو نخورد حیله و افسون کسی
تو بخوان و تو بدم بر دلش افسون دگر
۳عشق روی تو به شش سوی جهان دام دلست
که ندیدند چنان رخ رخ گلگون دگر
۴رحمتی کن تو بر آن مرغ که در دام افتاد
که ندارد چو تو شاهنشه بیچون دگر
۵کو در این خانه یکی سوخته مفتونی
که به شبها شنود ناله مفتون دگر
۶از پس نیشکرت اشک چو اطلس بارم
چارهام نیست جز این اطلس و اکسون دگر
۷