آید هر دم رسول از طرف شهر یار
با فرح وصل دوست با قدح شهریار
۱دست زنان عقل کل رقص کنان جزو و کل
سجده کنان سرو و گل بر طرف سبزه زار
۲بحر از این دم به جوش کوه از این لعل پوش
نوح از این در خروش روح از این شرمسار
۳ای خرد دوربین ساقی چون حور بین
باده منصور بین جان و دلی بیقرار
۴بشنو از چپ و راست مژده سعادت تو راست
بخت صفا در صفاست تا تو توی اختیار
۵پرده گردون بدر نعمت جنت بخور
آب بزن بر جگر حور بکش در کنار
۶هر چه بر اصحاب حال باشد اول خیال
گردد آخر وصال چونک درآید نگار
۷