به خدمت لبت آمد به انتجاع شکر
که از لب شکرین بخش یک دو صاع شکر
۱تو ارتقا به سخا جو مگو نه گو آری
نظر مکن که نیی یافت ارتفاع شکر
۲لب تو است که شکر ز عین او روید
نه منتظر که رسید نسیه از بقاع شکر
۳شکر به وقت شکر خوردنت نصیبی یافت
که بر مذاق دهانها بود مطاع شکر
۴ببستهای دو لب امروز زان همیترسم
که از غم تو بماند ز انتفاع شکر
۵زهی نبات که دارد لب تو کز وی شد
امیر جمله نباتات بینزاع شکر
۶دهان ببندم و بسته شکر همیخایم
که تا به جان برسد خوش به ابتلاع شکر
۷