مطربا عیش و نوش از سر گیر
یک دو ابریشمک فروتر گیر
۱ننگ بگذار و با حریف بساز
جنگ بگذار جام و ساغر گیر
۲لطف گل بین و جرم خار مبین
جعد بگشا و مشک و عنبر گیر
۳فربه از توست آسمان و زمین
این یک استاره را تو لاغر گیر
۴داروی فربهی خلق توی
فربهش کن چو خواهی و برگیر
۵خرمش کن به یک شکرخنده
شکری را ز مصر کمتر گیر
۶بخت و اقبال خاک پای تواند
هر چه میبایدت میسر گیر
۷چونک سعد و ظفر غلام تواند
دشمنت را هزار لشکر گیر
۸ای دل ار آب کوثرت باید
آتش عشق را تو کوثر گیر
۹گر غلامی قیصرت باید
بندهاش را قباد و قیصر گیر
۱۰هر که را نبض عشق مینجهد
گر فلاطون بود تواش خر گیر
۱۱هر سری کو ز عشق پر نبود
آن سرش را ز دم مأخر گیر
۱۲هین مگو راز شمس تبریزی
مکن اسپید و جام احمر گیر
۱۳