مطربا عشقبازی از سر گیر
یک دو ابریشمک فروتر گیر
۱چونک در چرخ آردت باده
خانه بر بام چرخ اخضر گیر
۲ملک مستی و بیخودی داری
ترک سودای ملک سنجر گیر
۳مست شو مست کن حریفان را
بار گیر از کمیت احمر گیر
۴مستی آمد ز راه بام دماغ
برو اندیشه و ره در گیر
۵از ره خشک راه بسیارست
کشتیی ساز وین ره تر گیر
۶پر برآوردم و بپریدم
ز آنچ خوردم بخور تو هم پر گیر
۷فارغم همچو مرغ از مرکب
مرکبم را تو لنگ و لاغر گیر
۸گر نروید ز خاک هیچ انگور
مستی عشق را مقرر گیر
۹شیشه گر گر دگر نسازد جام
جام می عشق را میسر گیر
۱۰پاره روح را کند نقشی
گویدت دلبر مصور گیر
۱۱توبه کردم دگر نخواهم گفت
توبه مست را مزور گیر
۱۲عاشق و مست و آنگهی توبه
ترک سالوس آن فسونگر گیر
۱۳