برخیز و صبوح را بیارا
پُر لَخلخه کن کنار ما را
۱پیش آر شراب رنگ آمیز
ای ساقی خوب خوب سیما
۲از من پرسید کو چه ساقیست
قندست و هزار رطل حلوا
۳آن ساغر پرعقار برریز
بر وسوسهٔ محالپیما
۴آن می که چو صعوه زو بنوشد
آهنگ کند به صید عنقا
۵زان پیش که دررسد گرانی
برجه سبک و میان ما آ
۶میگرد و چو ماه نور میده
حمرا می ده بدان حمیرا
۷ما را همه مست و کفزنان کن
وان گاه نظارهکن تماشا
۸در گردش و شیوههای مستان
در عربدههای در علالا
۹در گردن این فکنده آن دست
کان شاه من و حبیب و مولا
۱۰او نیز ببرده روی چون گل
میبوسد یار را کف پا
۱۱این کیسه گشاده از سخاوت
که خرج کنید بیمحابا
۱۲دستار و قبا فکنده آن نیز
کاین را به گرو نهید فردا
۱۳صد مادر و صد پدر ندارد
آن مِهر که مِی بجوشد آنجا
۱۴این مِی آمد اصول خویشی
کز سکر چنین شدند اعدا
۱۵آن عربده در شراب دنیاست
در بزم خدا نباشد آنها
۱۶نی شورش و نی قیست و نی جنگ
ساقیست و شراب مجلس آرا
۱۷خامش که ز سکر نفس کافر
میگوید لا اله الا
۱۸