غزلیاتغزل شمارهٔ ۱۲۵ مولاناشاعرمولانامجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریگفتی که گزیدهای تو بر ماهرگز نبدست این مفرما۱حاجت بنگر مگیر حجتبر نقد بزن مگو که فردا۲بگذار مرا که خوش بخسپمدر سایهات ای درخت خرما۳ای عشق تو در دلم سرشتهچون قند و شکر درون حلوا۴وی صورت تو درون چشمممانند گهر میان دریا۵داری سر ما سری بجنبانتو نیز بگو زهی تماشا۶آن وعده که کردهای مرا دوشکو زهره که تا کنم تقاضا۷گر دست نمیرسد به خورشیداز دور همیکنم تمنا۸خورشید و هزار همچو خورشیددر حسرت تست ای معلا۹