غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۰۵ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بس

گرچه ملول گشته‌ای کم نزنی ز هیچ کس

۱

چونک رسول از قنق گشت ملول و شد ترش

ناصح ایزدی ورا کرد عتاب در عبس

۲

گر نکنی موافقت درد دلی بگیردت

همنفسی خوش است خوش هین مگریز یک نفس

۳

ذوق گرفت هر چه او پخت میان جنس خود

ما بپزیم هم به هم ما نه کمیم از عدس

۴

من نبرم ز سرخوشان خاصه از این شکرکشان

مرگ بود فراقشان مرگ که را بود هوس

۵

دوش حریف مست من داد سبو به دست من

بشکنم آن سبوی را بر سر نفس مرتبس

۶

نفس ضعیف معده را من نکنم حریف خود

زانک خدوک می‌شود خوان مرا از این مگس

۷

من پس و پیش ننگرم پرده شرم بردرم

زانک کمند سکر می می‌کشدم ز پیش و پس

۸

خوش سحری که روی او باشد آفتاب ما

شاد شبی که باشد او بر سر کوی دل عسس

۹

آمد عشق چاشتی شکل طبیب پیش من

دست نهاد بر رگم گفت ضعیف شد مجس

۱۰

گفت کباب خور پی قوت دل بگفتمش

دل همگی کباب شد سوی شراب ران فرس

۱۱

گفت شراب اگر خوری از کف هر خسی مخور

باده منت دهم گزین صاف شده ز خاک و خس

۱۲

گفتم اگر بیابمت من چه کنم شراب را

نیست روا تیممی بر لب نیل و بر ارس

۱۳

خامش باش ای سقا کاین فرس الحیات تو

آب حیات می‌کشد بازگشا از او جرس

۱۴

آب حیات از شرف خود نرسد به هر خلف

زین سببست مختفی آب حیات در غلس

۱۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـس۱۵ از ۱۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. بسکس
  2. ترشعبس
  3. بگیردتنفس
  4. خودعدس
  5. شکرکشانهوس
  6. منمرتبس
  7. خودمگس
  8. بردرمپس
  9. ماعسس
  10. منمجس
  11. بگفتمشفرس
  12. مخورخس
  13. راارس
  14. توجرس

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.