نگاری را که میجویم به جانش
نمیبینم میان حاضرانش
۱کجا رفت او میان حاضران نیست
در این مجلس نمیبینم نشانش
۲نظر میافکنم هر سو و هر جا
نمیبینم اثر از گلستانش
۳مسلمانان کجا شد نامداری
که میدیدم چو شمع اندر میانش
۴بگو نامش که هر کی نام او گفت
به گور اندر نپوسد استخوانش
۵خنک آن را که دست او ببوسید
به وقت مرگ شیرین شد دهانش
۶ز رویش شکر گویم یا ز خویش
که کفو او نمیبیند جهانش
۷زمینی گر نیابد شکل او چیست
که میگردد در این عشق آسمانش
۸بگو القاب شمس الدین تبریز
مدار از گوش مشتاقان نهانش
۹