می بسازد جان و دل را بس عجایب دان صیام
گر تو خواهی تا عجب گردی عجایب دان صیام
۱گر تو را سودای معراج است بر چرخ حیات
دانک اسب تازی تو هست در میدان صیام
۲هیچ طاعت در جهان آن روشنی ندهد تو را
چونک بهر دیده دل کوری ابدان صیام
۳چونک هست این صوم نقصان حیات هر ستور
خاص شد بهر کمال معنی انسان صیام
۴چون حیات عاشقان از مطبخ تن تیره بود
پس مهیا کرد بهر مطبخ ایشان صیام
۵چیست آن اندر جهان مهلکتر و خون ریزتر
بر دل و جان و جا خون خواره شیطان صیام
۶خدمت خاص نهانی تیزنفع و زودسود
چیست پیش حضرت درگاه این سلطان صیام
۷ماهی بیچاره را آب آن چنان تازه نکرد
آنچ کرد اندر دل و جانهای مشتاقان صیام
۸در تن مرد مجاهد در ره مقصود دل
هست بهتر از حیات صد هزاران جان صیام
۹گرچه ایمان هست مبنی بر بنای پنج رکن
لیک والله هست از آنها اعظم الارکان صیام
۱۰لیک در هر پنج پنهان کرده قدر صوم را
چون شب قدر مبارک هست خود پنهان صیام
۱۱سنگ بیقیمت که صد خروار از او کس ننگرد
لعل گرداند چو خورشیدش درون کان صیام
۱۲شیر چون باشی که تو از روبهی لرزان شوی
چیره گرداند تو را بر بیشه شیران صیام
۱۳بس شکم خاری کند آن کو شکم خواری کند
نیست اندر طالع جمع شکم خواران صیام
۱۴خاتم ملک سلیمان است یا تاجی که بخت
می نهد بر تارک سرهای مختاران صیام
۱۵خنده صایم به است از حال مضطر در سجود
زانک می بنشاندت بر خوان الرحمان صیام
۱۶در خورش آن بام تون از تو به آلایش بود
همچو حمامت بشوید از همه خذلان صیام
۱۷شهوت خوردن ستاره نحس دان تاریک دل
نور گرداند چو ماهت در همه کیوان صیام
۱۸هیچ حیوانی تو دیدی روشن و پرنور علم
تن چو حیوان است مگذار از پی حیوان صیام
۱۹شهوت تن را تو همچون نیشکر درهم شکن
تا درون جان ببینی شکر ارزان صیام
۲۰قطرهای تو سوی بحری کی توانی آمدن
سوی بحرت آورد چون سیل و چون باران صیام
۲۱پای خود را از شرف مانند سر گردان به صوم
زانک هست آرامگاه مرد سرگردان صیام
۲۲خویشتن را بر زمین زن در گه غوغای نفس
دست و پایی زن که بفروشم چنین ارزان صیام
۲۳گرچه نفست رستمی باشد مسلط بر دلت
لرز بر وی افکند چون بر گل لرزان صیام
۲۴ظلمتی کز اندرونش آب حیوان می زهد
هست آن ظلمت به نزد عقل هشیاران صیام
۲۵گر تو خواهی نور قرآن در درون جان خویش
هست سر نور پاک جمله قرآن صیام
۲۶بر سر خوانهای روحانی که پاکان شسته اند
مر تو را همکاسه گرداند بدان پاکان صیام
۲۷روزه چون روزت کند روشن دل و صافی روان
روز عید وصل شه را ساخته قربان صیام
۲۸در صیام ار پا نهی شادی کنان نه با گشاد
چون حرام است و نشاید پیش غمناکان صیام
۲۹زود باشد کز گریبان بقا سر برزند
هر که در سر افکند ماننده دامان صیام
۳۰