سالکان راه را محرم شدم
ساکنان قدس را همدم شدم
۱طارمی دیدم برون از شش جهت
خاک گشتم فرش آن طارم شدم
۲خون شدم جوشیده در رگهای عشق
در دو چشم عاشقانش نم شدم
۳گه چو عیسی جملگی گشتم زبان
گه دل خاموش چون مریم شدم
۴آنچ از عیسی و مریم یاوه شد
گر مرا باور کنی آن هم شدم
۵پیش نشترهای عشق لم یزل
زخم گشتم صد ره و مرهم شدم
۶هر قدم همراه عزرائیل بود
جان مبادم گر از او درهم شدم
۷رو به رو با مرگ کردم حربها
تا ز عین مرگ من خرم شدم
۸سست کردم تنگ هستی را تمام
تا که بر زین بقا محکم شدم
۹بانگ نای لم یزل بشنو ز من
گر چو پشت چنگ اندر خم شدم
۱۰رو نمود الله اعلم مر مرا
کشته الله و پس اعلم شدم
۱۱عید اکبر شمس تبریزی بود
عید را قربانی اعظم شدم
۱۲