من از این خانه به در می نروم
من از این شهر سفر می نروم
۱منم و این صنم و باقی عمر
من از او جای دگر می نروم
۲خاکیان رو به اثر آوردند
من ز اثیرم به اثر می نروم
۳ای دو دیده ز نظر دورم کن
من چو دیده به نظر می نروم
۴بخت من زیر و زبر کرد غمش
چون فلک زیر و زبر می نروم
۵خانه چرخ و زمین تاریک است
من ز خرگاه قمر می نروم
۶گر چو خورشید مرا تیغ زند
من ز تیغش به سپر می نروم
۷بس بود عشق شهم تاج و کمر
من سوی تاج و کمر می نروم
۸گم کنم خویش در اوصاف ملک
من در اوصاف بشر می نروم
۹عشق او چون شجر و من موسی
من گزافه به شجر می نروم
۱۰زان شجر خواند یکی نور مرا
ور نه من بهر خضر می نروم
۱۱چون شجر خوش بکشم آب حیات
من چو هیزم به سفر می نروم
۱۲شمس تبریز که نور سحر است
جز به نورش به سحر می نروم
۱۳