ای مطرب این غزل گو کی یار توبه کردم
از هر گلی بریدم وز خار توبه کردم
۱گه مست کار بودم گه در خمار بودم
زان کار دست شستم زین کار توبه کردم
۲در جرم توبه کردن بودیم تا به گردن
از توبههای کرده این بار توبه کردم
۳ای می فروش این ده ساغر به دست من ده
من ننگ را شکستم وز عار توبه کردم
۴مانند مست صرعم بیرون ز چار طبعم
از گرم و سرد و خشکی هر چار توبه کردم
۵ای مطرب الله الله می بیرهم تو بر ره
بردار چنگ می زن بر تار توبه کردم
۶ز اندیشههای چاره دل بود پاره پاره
بیچارگی است چاره ناچار توبه کردم
۷بنمای روی مه را خوش کن شب سیه را
کز ذوق آن گنه را بسیار توبه کردم
۸گفتم که وقت توبهست شوریدهای مرا گفت
من تایب قدیمم من پار توبه کردم
۹بهر صلاح دین را محروسه یقین را
منکر به عشق گوید ز انکار توبه کردم
۱۰