بار دگر جانب یار آمدیم
خیرهنگر سوی نگار آمدیم
۱بر سر و رو سجدهکنان جمله راه
تا سر آن گنج چو مار آمدیم
۲نافهٔ آهو چو بزد بر دماغ
دامْ گرفتیم و شکار آمدیم
۳دامِ بشر لایق آن صید نیست
پس تو بگو ما به چه کار آمدیم
۴پارْ دل پاره رفوی تو دید
بر طمع دولت پار آمدیم
۵ای همه هستی مکن از ما کنار
زانکه ز هستی به کنار آمدیم
۶همچو ستاره سوی شیطان کفر
نفطزنانیم و شرار آمدیم
۷همچو ابابیل سوی پیل گبر
سنگ زنانیم و دمار آمدیم
۸باز چو بینیم رخ عاشقان
با طبَق سیمنثار آمدیم
۹