ای یار مقامردل پیش آ و دمی کم زن
زخمی که زنی بر ما مردانه و محکم زن
۱گر تخت نهی ما را بر سینه دریا نه
ور دار زنی ما را بر گنبد اعظم زن
۲ازواج موافق را شربت ده و دم دم ده
امشاج منافق را درهم زن و برهم زن
۳اکسیر لدنی را بر خاطر جامد نه
مخمور یتیمی را بر جام محرم زن
۴در دیده عالم نه عدلی نو و عقلی نو
وان آهوی یاهو را بر کلب معلم زن
۵اندر گل بسرشته یک نفخ دگر دردم
وان سنبل ناکشته بر طینت آدم زن
۶گر صادق صدیقی در غار سعادت رو
چون مرد مسلمانی بر ملک مسلم زن
۷جان خواستهای ای جان اینک من و اینک جان
جانی که تو را نبود بر قعر جهنم زن
۸خواهی که به هر ساعت عیسی نوی زاید
زان گلشن خود بادی بر چادر مریم زن
۹گر دار فنا خواهی تا دار بقا گردد
آن آتش عمرانی در خرمن ماتم زن
۱۰خواهی تو دو عالم را همکاسه و هم یاسه
آن کحل اناالله را در عین دو عالم زن
۱۱من بس کنم اما تو ای مطرب روشن دل
از زیر چو سیر آیی بر زمزمه بم زن
۱۲تو دشمن غمهایی خاموش نمیشایی
هر لحظه یکی سنگی بر مغز سر غم زن
۱۳