غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰۴۱ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

پروانه شد در آتش گفتا که همچنین کن

می‌سوخت و پر همی‌زد بر جا که همچنین کن

۱

شمع و فتیله بسته با گردن شکسته

می‌گفت نرم نرمک با ما که همچنین کن

۲

مومی که می‌گدازد با سوز می بسازد

در تف و تاب داده خود را که همچنین کن

۳

گر سیم و زر فشانی در سود این جهانی

سودت ندارد آن‌ها الا که همچنین کن

۴

دامان پر ز گوهر کرد و نشست بر سر

وز رشک تلخ گشته دریا که همچنین کن

۵

از نیک و بد بریده وز دام‌ها پریده

بر کوه قاف رفته عنقا که همچنین کن

۶

رخساره پاک کرده دراعه چاک کرده

با خار صبر کرده گل‌ها که همچنین کن

۷

صد ننگ و نام هشته با عقل خصم گشته

بر مغزها دویده صهبا که همچنین کن

۸

خالی شده‌ست و ساده نُه چشم برگشاده

لب بر لبش نهاده سرنا که همچنین کن

۹

چل سال چشم آدم در عذر داشت ماتم

گفته به کودکانش بابا که همچنین کن

۱۰

خاموش باش و صابر عبرت بگیر آخر

خامش شده‌ست و گریان خارا که همچنین کن

۱۱

تبریز شمس دین را بین کز ضیای جانی

پر کرده از جلالت صحرا که همچنین کن

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: که همچنین کنقافیه: ـا۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)

پایان مصرع‌ها

  1. کنکن
  2. شکستهکن
  3. بسازدکن
  4. جهانیکن
  5. سرکن
  6. پریدهکن
  7. کردهکن
  8. گشتهکن
  9. برگشادهکن
  10. ماتمکن
  11. آخرکن
  12. جانیکن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.