غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۵۱ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

در سفر هوای تو بی‌خبرم به جان تو

نیک مبارک آمده‌ست این سفرم به جان تو

۱

لعل قبا سمر شدی چونک در آن کمر شدی

کشته زار در میان زان کمرم به جان تو

۲

همچو قمر برآمدی بر قمران سر آمدی

همچو هلال زار من زان قمرم به جان تو

۳

خشک و ترم خیال تو آینه جمال تو

خشک لبم ز سوز دل چشم ترم به جان تو

۴

تا تو ز لعل بسته‌ات تنگ شکر گشاده‌ای

چون مگس شکسته پر بر شکرم به جان تو

۵

دام همیشه تا بود آفت بال و پر بود

رسته شود ز دام تو بال و پرم به جان تو

۶

در تبریز شمس دین هست چراغ هر سحر

طالب آفتاب من چون سحرم به جان تو

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: به جان توقافیه: ـرم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)

پایان مصرع‌ها

  1. توتو
  2. شدیتو
  3. آمدیتو
  4. توتو
  5. گشاده‌ایتو
  6. بودتو
  7. سحرتو

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.