ای خراب اسرارم از اسرار تو اسرار تو
نقشهایی دیدم از گلزار تو گلزار تو
۱کشته عشق توام ور ز آنک تو منکر شوی
خطهایی دارم از اقرار تو اقرار تو
۲میگدازم میگدازم هر زمان همچون شکر
ای شکرها رسته از گفتار تو گفتار تو
۳شب همه خلقان بخفته چشم من بیدار و باز
همچو بخت و طالع بیدار تو بیدار تو
۴چند گویی مر مرا کز کار چون کاهل شدی
راست گویم ای صنم از کار تو از کار تو
۵ای طبیب عاشقان این جمله بیماریم
هست زان دو نرگس بیمار تو بیمار تو
۶ای دم هشیاریم بیهوش هشیاری تو
ای دم بیهوشیم هشیار تو هشیار تو
۷چشمهها بر دل بجوشد هر دم از دریای تو
چشم دل پرک زن انوار تو انوار تو
۸شمس تبریزی که عالم اندک اندک بود
از عطا و بخشش بسیار تو بسیار تو
۹