طرب اندر طرب است او که در عقل شکست او
تو ببین قدرت حق را چو درآمد خوش و مست او
۱همه امروز چنانیم که سر از پای ندانیم
همه تا حلق درآییم و در این حلقه نشست او
۲چو چنین باشد محرم که خورد غم که خورد غم
به سبو ده می خوش دم که قدح را بشکست او
۳شه من باده فرستد به چه رو می نپرستم
هله ای مطرب برگو که زهی باده پرست او
۴