سوی اطفال بیامد به کرم مادر روزه
مهل ای طفل به سستی طرف چادر روزه
۱بنگر روی ظریفش بخور آن شیر لطیفش
به همان کوی وطن کن بنشین بر در روزه
۲بنگر دست رضا را که بهاری است خدا را
بنگر جنت جان را شده پر عبهر روزه
۳هله ای غنچه نازان چه ضعیفی و چه یازان
چو رسن باز بهاری بجه از چنبر روزه
۴تو گلا غرقه خونی ز چه ای دلخوش و خندان
مگر اسحاق خلیلی خوشی از خنجر روزه
۵ز چه ای عاشق نانی بنگر تازه جهانی
بستان گندم جانی هله از بیدر روزه
۶