شحنه عشق میکشد از دو جهان مصادره
دیده و دل گرو کنم بهر چنان مصادره
۱از سبب مصادره شحنه عشق رهزند
پس بر عاشقان شود راحت جان مصادره
۲داد جگر مصادره از خود لعل پارهها
جانب دیده پارهای رفت از آن مصادره
۳عشق شهی است چون قمر کیسه گشا و سیم بر
سیم بده به سیم بر نیست زیان مصادره
۴هر چه برد مصادره از تن عاشقان گرو
بازرسد به کوی دل نورفشان مصادره
۵فصل بهار را ببین جمله به باغ وادهد
آنچ ز باغ برده بد ظلم خزان مصادره
۶بخشش آفتاب بین بازدهد قماش مه
هر چه ز ماه میستد دور زمان مصادره
۷دیده و عقل و هوش را شب به مصادره برد
صبحدمی ندا کند بازستان مصادره
۸نور سحر بریخته زنگیکان گریخته
گرچه شب آفتاب را کرد نهان مصادره
۹