یا قمرا لوعه للقمرین سکن
حلت علی حریمهم فی خطر لیمنوا
۱یا شجرا غصونه فوق سماء وهمنا
هز هز فی قلوبنا مرحمه لنجتنوا
۲هر کی تو گردنش زدی گشت درازگردن او
خرمن هر کی سوختی گشت بزرگ خرمن او
۳هر کی سرش شکافتی سر بفراخت بر فلک
هر کی تو در چهش کنی یافت جهان روشن او
۴یا بلدا مخلدا افلح من ثوی به
للبرکات مطلع للثمرات معدن
۵یا سحرا منورا لیس عقیبه دجی
افلح کل منظر ذاک به مزین
۶هر کی طرب رها کند پشت سوی وفا کند
بازکشاندش به خود با کرم مفتن او
۷میکشدش که ای رهی از کف من کجا رهی
رو به من آورید هین ها الذین آمنوا
۸جاء اوان وصلنا یلحقنا باصلنا
شممنا عبیره فانتهضوا لتیقنوا
۹ما بقی انسلاخنا ان هنا مناخنا
فی عرفات معشر ابتکروا و احسنوا
۱۰پند نگار خود شنو از بر او برون مرو
ای دل و دیده دیدهای ای دل و دیده من او
۱۱پیش خودم همینشان بر سر من همیفشان
تا ز تو لاف میزنم کم بگرفت دامن او
۱۲قد نطق الهوی اسکتوا استمعوا و انصتوا
ان لسان نطقنا عند لقاه الکن
۱۳بستم من دهان خود دل بگشاد صد دهان
بهر دل تو تن زدم بس بودم نوازن او
۱۴در گل و در شکر نشین بهر خدای لطف بین
سیب و انار تازه چین کمد در فشاندن او
۱۵