ایا دلی چو صبا ذوق صبحها دیده
ز دیده مست شدی یا ز ذوق نادیده
۱گهی به بحر تحیر گهی به دامن کوه
کمر ببسته و در کوه کهربا دیده
۲ورای دیده و دل صد دریچه بگشاده
برون ز چرخ و زمین رفته صد سما دیده
۳چو جوششی و بخاری فتاد در دریا
ز لذت نظرش رست در قفا دیده
۴چو موج موج درآمیخت چشم با دریا
عجب عجب که همه بحر گشت یا دیده
۵به پیش دیده دو عالم چو دانه پیش خروس
چنین بود نظر پاک کبریادیده
۶نه طالب است و نه مطلوب آن که در توحید
صفات طالب و مطلوب را جدا دیده
۷اله را که شناسد؟ کسی که رست ز لا
ز لا که رست بگو: عاشق بلادیده
۸رموز لیس و فی جبتی بدانسته
هزار بار من این جبه را قبا دیده
۹دهان گشاد ضمیر و صلاح دین را گفت
تویی حیات من ای دیدهٔ خدادیده
۱۰