نرد کف تو بردست مرا
شیر غم تو خوردست مرا
۱گشتم چو خلیل اندر غم تو
آتشکدهها سردست مرا
۲در خاک فنا ای دل بمران
کز راندن تو گردست مرا
۳میران فرسی در گلشن جان
کز گلشن جان وردست مرا
۴در شادی ما وهمی نرسد
کاین خنده گری پردهست مرا
۵صد رخ ز درون سرخست مرا
یک رخ ز برون زردست مرا
۶ای احول ده این هر دو جهان
جفت است تو را فرد است مرا
۷در رهبریت ای مرد طلب
بر هر سر ره مردست مرا
۸خاموش و مجو تو شهرت خود
کز راحت تو دردست مرا
۹