آمد آمد نگار پوشیده
صنم خوش عذار پوشیده
۱داد از گلستان حسن و جمال
باغ را نوبهار پوشیده
۲در زمین دل همه عشاق
رسته شد سبزه زار پوشیده
۳آن دم پرده سوز گرمش را
هر طرف گرمدار پوشیده
۴همگنان اشک و خون روان کرده
خونشان در تغار پوشیده
۵بوی آن خون همیرسد به دماغ
همچو مشک تتار پوشیده
۶تا از آن بو برند مشتاقان
سوی آن یار غار پوشیده
۷شمس تبریز صدقه جانت
بوسهای یا کنار پوشیده
۸