چند بوسه وظیفه تعیین کن
به شکرخندهایم شیرین کن
۱آن دلت را خدای نرم کناد
این دعای خوش است آمین کن
۲مگر این را به خواب خواهم دید
من بخسبم کنار بالین کن
۳ای فسون اجل فراق لبت
رو فسون مسیح آیین کن
۴عرصه چرخ بیتو تنگ آمد
هین براق وصال را زین کن
۵حسن داری وفاست لایق حسن
حسن را با وفا تو کابین کن
۶چون بمیرند رحم خواهی کرد
آنچ آخر کنی تو پیشین کن
۷حاجیان ماندهاند از ره حج
داروی اشتران گرگین کن
۸تا به کعبه وصال تو برسند
چاره آب و زاد و خرجین کن
۹ای دو چشم جهان به تو روشن
این جهان را تو آن جهان بین کن
۱۰از تجلی آفتاب رخت
چشم و دل را چو طور سینین کن
۱۱بس کنم شد ز حد گستاخی
من کی باشم که گویمت این کن
۱۲گر نبود این سخن ز من لایق
آنچ آن لایق است تلقین کن
۱۳شمس تبریز بر افق بخرام
گو شمال هلال و پروین کن
۱۴