غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۰۰ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

چند بوسه وظیفه تعیین کن

به شکرخنده‌ایم شیرین کن

۱

آن دلت را خدای نرم کناد

این دعای خوش است آمین کن

۲

مگر این را به خواب خواهم دید

من بخسبم کنار بالین کن

۳

ای فسون اجل فراق لبت

رو فسون مسیح آیین کن

۴

عرصه چرخ بی‌تو تنگ آمد

هین براق وصال را زین کن

۵

حسن داری وفاست لایق حسن

حسن را با وفا تو کابین کن

۶

چون بمیرند رحم خواهی کرد

آنچ آخر کنی تو پیشین کن

۷

حاجیان مانده‌اند از ره حج

داروی اشتران گرگین کن

۸

تا به کعبه وصال تو برسند

چاره آب و زاد و خرجین کن

۹

ای دو چشم جهان به تو روشن

این جهان را تو آن جهان بین کن

۱۰

از تجلی آفتاب رخت

چشم و دل را چو طور سینین کن

۱۱

بس کنم شد ز حد گستاخی

من کی باشم که گویمت این کن

۱۲

گر نبود این سخن ز من لایق

آنچ آن لایق است تلقین کن

۱۳

شمس تبریز بر افق بخرام

گو شمال هلال و پروین کن

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: کنقافیه: ـین۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«کن» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. کنکن
  2. کنادکن
  3. دیدکن
  4. لبتکن
  5. آمدکن
  6. حسنکن
  7. کردکن
  8. حجکن
  9. برسندکن
  10. روشنکن
  11. رختکن
  12. گستاخیکن
  13. لایقکن
  14. بخرامکن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.