چشم تو خواب میرود یا که تو ناز میکنی
نی به خدا که از دغل چشم فراز میکنی
۱چشم ببستهای که تا خواب کنی حریف را
چونک بخفت بر زرش دست دراز میکنی
۲سلسلهای گشادهای دام ابد نهادهای
بند که سخت میکنی بند که باز میکنی
۳عاشق بیگناه را بهر ثواب میکشی
بر سر گور کشتگان بانگ نماز میکنی
۴گه به مثال ساقیان عقل ز مغز میبری
گه به مثال مطربان نغنغه ساز میکنی
۵طبل فراق میزنی نای عراق میزنی
پرده بوسلیک را جفت حجاز میکنی
۶جان و دل فقیر را خسته دل اسیر را
از صدقات حسن خود گنج نیاز میکنی
۷پرده چرخ میدری جلوه ملک میکنی
تاج شهان همیبری ملک ایاز میکنی
۸عشق منی و عشق را صورت شکل کی بود
اینک به صورتی شدی این به مجاز میکنی
۹گنج ِ بِلانهایتی سکه کجاست گنج را
صورت سکه گر کنی آن پی گاز میکنی
۱۰غرق غنا شو و خمش شرم بدار چند چند
در کنف غنای او ناله آز میکنی
۱۱