آب تو ده گسسته را در دو جهان سقا توی
بار تو ده شکسته را بارگه وفا توی
۱برج نشاط رخنه شد لشکر دل برهنه شد
میمنه را کله توی میسره را قبا توی
۲می زده مییم ما کوفته دییم ما
چشم نهادهایم ما در تو که توتیا توی
۳روی متاب از وفا خاک مریز بر صفا
آب حیاتی و حیا پشت دل و بقا توی
۴چرخ تو را ندا کند بهر تو جان فدا کند
هر چه ز تو زیان کند آن همه را دوا توی
۵خیز بیار بادهای مرکب هر پیادهای
بهر زکات جان خود ساقی جان ما توی
۶این خبر و مجادلی نیست نشان یک دلی
گردن این خبر بزن شحنه کبریا توی
۷گردن عربده بزن وسوسه را ز بن بکن
باده خاص درفکن خاصبک خدا توی
۸وقت لقای یوسفان مست بدند کف بران
ما نه کمیم از زنان یوسف خوش لقا توی
۹از رخ دوست باخبر وز کف خویش بیخبر
این خبری است معتبر پیش تو کاوستا توی
۱۰پر کن زان می نهان تا بخوریم بیدهان
تا که بداند این جهان باز که کیمیا توی
۱۱باده کهنه خدا روز الست ره نما
گشته به دست انبیا وارث انبیا توی
۱۲