سلام علیک ای مقصود هستی
هم از آغاز روز امروز مستی
۱تویی می، واجب آید باده خوردن
تویی بت، واجب آید بت پرستی
۲به دوران تو منسوخ است شیشه
بگردان آن سبوهای دودستی
۳بیا بشنو حدیث پوست کنده
همه مغزم چو در مغزم نشستی
۴هلا ای یوسف خوبان به مصر آ
ز قعر چه به حبل الله رستی
۵بگیر ای چرخ پیر چنبری پشت
رسن را سخت کز چنبر بجستی
۶منم لولی و سرنا خوش نوازم
بده شکر ،نی ام را چون شکستی
۷به دو بوسه مخا از خشم لب را
تو ده نان چون دهانها را ببستی
۸بلی گو نی مگو ای صورت عشق
که سلطان بلی شاه الستی
۹بلی تو برآردمان به بالا
بلی ما فرود آرد به پستی
۱۰خمش کن عشق خود مجنون خویش است
نه لیلی گنجد و نی فاطمستی
۱۱