غزلیاتغزل شمارهٔ ۲۷۷۱ مولاناشاعرمولانامجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریای قلب و درست را رواییپیش تو که زفت کیمیایی۱در ره خر بد ز اسب رهواراز فضل تو کرده پیش پایی۲گر پای سگی ره تو کوبدبر شیر وغاش برفزایی۳در عشق تو پاشکستگاننددارند امید پرگشایی۴در تو مگسی چو دل ببنددیابد ز درت پر همایی۵فضل تو «عَلَیَّ هَیِّنٌ» گفتتا نگشاید ره گدایی۶خاموش که هر محال و صعبیآسان شود از کف خدایی۷