غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۸۸۰ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

به حق و حرمت آنکه همگان را جانی

قدحی پر کن از آنکه صفتش می‌دانی

۱

همه را زیر و زبر کن نه زبر مان و نه زیر

تا بدانند که امروز در این میدانی

۲

آتش باده بزن در بُنهِ شرم و حیا

دل مستان بگرفت از طرب پنهانی

۳

وقت آن شد که دل رفته به ما بازآری

عقل‌ها را چو کبوتر‌بچگان پرانی

۴

نکته می‌گویی در حلقه مستان خراب

خوش بود گنج که درتابد در ویرانی

۵

می جوشیده بر این سوختگان گردان کن

پیش خامان بنه آن قلیه و آن بورانی

۶

چه شدم من‌؟ تو بگو هم که ‌«چه دانم‌؟» شده‌ام

کی بگوید لب تو حرف بدین آسانی‌؟

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـانی۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. جانیمی‌دانی
  2. زیرمیدانی
  3. حیاپنهانی
  4. بازآریپرانی
  5. خرابویرانی
  6. کنبورانی
  7. شده‌امآسانی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.