قره العین منی ای جان بلی
ماه بدری گرد ما گردان بلی
۱صد هزاران آفرین بر روی تو
میفرستد حوری و رضوان بلی
۲ای چراغ و مشعله هفت آسمان
خاکیان را آمدی مهمان بلی
۳از کمال رحمت و شاهنشهی
گنج آید جانب ویران بلی
۴سرو رحمت چون خرامان شد به باغ
یابد ابلیس لعین ایمان بلی
۵چون شکستی شیشه درویش را
واجب آید دادن تاوان بلی
۶ملک بخشد مالک الملک از کرم
علم بخشد علم القرآن بلی
۷آفتابی چون ز مشرق سر زند
ذرهها آیند در جولان بلی
۸جاء ربک و الملائک چون رسید
هر محال اکنون شود امکان بلی
۹در فتوح فتحت ابوابها
گرددت دشوارها آسان بلی
۱۰امشب ای دلدار خواب آلود من
خواب را رانی ز نرگسدان بلی
۱۱چشم نرگس چون به ترک خواب گفت
بر خورد از فرجه بستان بلی
۱۲مغز خود را چون ز غفلت پاک روفت
بو برد از گلبن و ریحان بلی
۱۳روز تا شب مست و شب تا روز مست
سخت شیرین باشد این دوران بلی
۱۴بلبلا بر منبر گلبن بگو
هست محسن درخور احسان بلی
۱۵چون فزون شد اشتهای مستمع
سنگ آرد منطق لقمان بلی
۱۶از دیار مصر مر یعقوب را
ریح یوسف شد سوی کنعان بلی
۱۷گر خمش باشی و سر پنهان کنی
سر شود پیدا از آن سلطان بلی
۱۸خامشی صبر آمد و آثار صبر
هر فرج را میکشد از کان بلی
۱۹