ناگهان اندر دویدم پیش وی
بانگ برزد مست عشق او که هی
۱هیچ میدانی چه خون ریز است او؟
چون توی را زهره کی بودهست کی؟
۲شکران در عشق او بگداختند
سربریده ناله کن مانند نی
۳پاک کن رگهای خود در عشق او
تا نبرد تیغ او پایت ز پی
۴بر گلستانش گدازان شو چو برف
تا برآرد صد بهار از ماه دی
۵یا درآ و نرم نرمک مرده شو
تا تو را گویند ای قیوم حی
۶حبس کن مر شیره را در خنب حق
تا بجوشد وارهد از نیک و بی
۷شمس تبریزی بیا در من نگر
تا ببینی مر مرا معدوم شی
۸