هیچ خمری بیخماری دیدهای
هیچ گل بیزخم خاری دیدهای
۱در گلستان جهان آب و گل
بی خزانی نوبهاری دیدهای
۲چونک غم پیش آیدت در حق گریز
هیچ چون حق غمگساری دیدهای
۳کار حق کن بار حق کش جز ز حق
هیچ کس را کار و باری دیدهای
۴هیچ دل را بیصقال لطف او
در تجلی بیغباری دیدهای
۵بی جمال خوب دلدار قدیم
جز خیالی دل فشاری دیدهای
۶از نشاط صرف ناآمیخته
شرح ده ای دل تو باری دیدهای
۷در جهان صاف بیدرد و دغل
بی خطر ایمن مطاری دیدهای
۸چون سگ کهف آی در غار وفا
ای شکاری چون شکاری دیدهای
۹لب ببند و چشم عبرت برگشا
چونک دیده اعتباری دیدهای
۱۰شمس تبریزی بگیرد دست تو
گر ز چشم بد عثاری دیدهای
۱۱