غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۹۱۷ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هیچ خمری بی‌خماری دیده‌ای

هیچ گل بی‌زخم خاری دیده‌ای

۱

در گلستان جهان آب و گل

بی خزانی نوبهاری دیده‌ای

۲

چونک غم پیش آیدت در حق گریز

هیچ چون حق غمگساری دیده‌ای

۳

کار حق کن بار حق کش جز ز حق

هیچ کس را کار و باری دیده‌ای

۴

هیچ دل را بی‌صقال لطف او

در تجلی بی‌غباری دیده‌ای

۵

بی جمال خوب دلدار قدیم

جز خیالی دل فشاری دیده‌ای

۶

از نشاط صرف ناآمیخته

شرح ده ای دل تو باری دیده‌ای

۷

در جهان صاف بی‌درد و دغل

بی خطر ایمن مطاری دیده‌ای

۸

چون سگ کهف آی در غار وفا

ای شکاری چون شکاری دیده‌ای

۹

لب ببند و چشم عبرت برگشا

چونک دیده اعتباری دیده‌ای

۱۰

شمس تبریزی بگیرد دست تو

گر ز چشم بد عثاری دیده‌ای

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: دیده‌ایقافیه: ـاری۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. دیده‌ایدیده‌ای
  2. گلدیده‌ای
  3. گریزدیده‌ای
  4. حقدیده‌ای
  5. اودیده‌ای
  6. قدیمدیده‌ای
  7. ناآمیختهدیده‌ای
  8. دغلدیده‌ای
  9. وفادیده‌ای
  10. برگشادیده‌ای
  11. تودیده‌ای

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.