غزلیاتغزل شمارهٔ ۲۹۲۴ مولاناشاعرمولانامجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریآه از عشق جمال حورهایکو گرفت از عاشقانش دورهای۱زندگیِ نوبهنو از کشتنشصحتی تازه شد از رنجورهای۲گر گهر داری ببین حال مرادر تک دریا ز دریا دورهای۳گفتم: ای عقلم کجایی؟ عقل گفت:«چون شدم مِی، چون کنم انگورهای؟!»۴جان بسوز و سرمه کن خاکسترشتا نمانَد در دو عالم کورهای۵تا کند جانهای بیجان در سماعگرد آن شهد ازل زنبورهای۶تا کند آن شمس تبریزی به حقجمله ویرانهات را معمورهای۷