پیشتر آ پیشتر چند از این رهزنی
چون تو منی من توام چند توی و منی
۱نور حقیم و زجاج با خود چندین لجاج
از چه گریزد چنین روشنی از روشنی
۲ما همه یک کاملیم از چه چنین احولیم
خوار چرا بنگرد سوی فقیران غنی
۳راست چرا بنگرد سوی چپ خویش خوار
هر دو چو دست تواند چه ثمنی چه دنی
۴ما همه یک گوهریم یک خرد و یک سریم
لیک دوبین گشتهایم زین فلک منحنی
۵رخت از این پنج و شش جانب توحید کش
عرعر توحید را چند کنی منثنی
۶هین ز منی خیز کن با همه آمیز کن
با خود خود حبهای با همه چون معدنی
۷هر چه کند شیر نر سگ بکند هم سگی
هر چه کند روح پاک تن بکند هم تنی
۸روح یکی دان و تن گشته عدد صد هزار
همچو که بادامها در صفت روغنی
۹چند لغت در جهان جمله به معنی یکی
آب یکی گشت چون خابیهها بشکنی
۱۰جان بفرستد خبر جانب هر بانظر
چون که به توحید تو دل ز سخن برکنی
۱۱