ای که تو عشاق را همچو شکر میکشی
جان مرا خوش بکش این نفس ار میکشی
۱کشتن شیرین و خوش خاصیت دست توست
زانک نظرخواه را تو به نظر میکشی
۲هر سحری مستمر منتظرم منتظر
زانک مرا بیشتر وقت سحر میکشی
۳جور تو ما را چو قند راه مدد درمبند
نی که مرا عاقبت بر سر در میکشی
۴ای دم تو بیشکم ای غم تو دفع غم
ای که تو ما را به دم همچو شرر میکشی
۵هر دم دفعی دگر پیش کنی چون سپر
تیغ رها کردهای تو به سپر میکشی
۶