تا شدستی امیر چوگانی
ما شدستیم گوی میدانی
۱ما در این دور مست و بیخبریم
سر این دور را تو میدانی
۲چون به دور و تسلسل انجامد
نکته ابتر بود به ربانی
۳لیک دور و تسلسل اندر عشق
شرط هر حجتست و برهانی
۴گوش موشان خانه کی شنود
نعره بلبل گلستانی
۵چشم پیران کور کی بیند
شیوه شاهدان روحانی
۶هر کی کورست عشق میسازد
بهر او سرمه سپاهانی
۷هر کی پیرست هم جوان گردد
چون دهد عشق آب حیوانی
۸جمله یاران ز عشق زنده شدند
تو چنین ماندهای چه میمانی
۹خرسواری پیاده شو از خر
خر به میدان نباشد ارزانی
۱۰خرسواره چرا شدی شاها
خسروی وز نژاد سلطانی
۱۱لایق پشت خر نباشی تو
تو معود به پشت اسپانی
۱۲در جنود مجنده بودی
ای که اکنون تو روح انسانی
۱۳گفتنیها بگفتمی ای جان
گر نترسیدمی ز ویرانی
۱۴