غزلیاتغزل شمارهٔ ۳۱۵۷ مولاناشاعرمولانامجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریآنکه چون ابر خواند کف تراکرد بیداد بر خردمندی۱او همیگرید و همیبخشدتو همیبخشی و همیخندی۲همچو یوسف گناه تو خوبیستجرم تو دانش است و خرسندی۳او چو سرکهست و میکند ترشیدوست قندست و میکند قندی۴چشم مریخ دارد آن دشمنتو چو مه دست زهره میبندی۵ای دل اندر اصول وصل گریزکه بسی در فراق جان کندی۶قطرهٔ باز رو سوی دریابنگر تا به پیش او چندی۷قوت یاقوت گیر از خورشیدتا در اخلاق او به پیوندی۸