زندگانی مجلس سامی
باد در سروری و خودکامی
۱نام تو زنده باد کز نامت
یافتند اصفیا نکونامی
۲میرسانم سلام و خدمتها
که رهی را ولی انعامی
۳چه دهم شرح اشتیاق که خود
ماهیم من تو بحر اکرامی
۴ماهی تشنه چون بود بیآب
ای که جان را تو دانه و دامی
۵سبب این تحیت آن بودست
که تو کار مرا سرانجامی
۶حاصل خدمت از شکرریزت
دارد اومید شربت آشامی
۷ز آن کرمها که کردهای با خلق
خاص آسوده است و هم عامی
۸بکشش در حمایتت کامروز
توی اهل زمانه را حامی
۹تا که در ظل تو بیارامد
که تو جان را پناه و آرامی
۱۰که شوم من غریق منت تو
کابتدا کردی و در اتمامی
۱۱باد جاوید بر مسلمانان
سایهات کآفتاب اسلامی
۱۲این سو ار کار و خدمتی باشد
تا که خدمت نمایم و رامی
۱۳