غیر عشقت راهبین جُستیم نیست
جز نشانت همنشین جستیم نیست
۱آن چنان جستن که میخواهی بگو
کان چنان را این چنین جستیم نیست
۲بعد از این بر آسمان جوییم یار
زانک یاری در زمین جستیم نیست
۳چون خیال ماه تو ای بیخیال
تا به چرخ هفتمین جستیم نیست
۴بهتر آن باشد که محو این شویم
کز دو عالم به از این جستیم نیست
۵صافهای جمله عالم خورده گیر
همچو درد درد دین جستیم نیست
۶خاتم ملک سلیمان جستنیست
حلقهها هست و نگین جستیم نیست
۷صورتی کاندر نگین او بدست
در بتان روم و چین جستیم نیست
۸آن چنان صورت که شرحش میکنم
جز که صورت آفرین جستیم نیست
۹اندر آن صورت یقین حاصل شود
کز ورای آن یقین جستیم نیست
۱۰جای آن هست ار گمان بد بریم
ز آنک بیمکری امین جستیم نیست
۱۱پشت ما از ظن بد شد چون کمان
زانک راهی بیکمین جستیم نیست
۱۲زین بیان نوری که پیدا میشود
در بیان و در مبین جستیم نیست
۱۳