این چنین پابند جان میدان کیست
ما شدیم از دست این دستان کیست
۱عشق گردان کرد ساغرهای خاص
عشق میداند که او گردان کیست
۲جان حیاتی داد کوه و دشت را
ای خدایا ای خدایا جان کیست
۳این چه باغست این که جنت مست اوست
وین بنفشه و سوسن و ریحان کیست
۴شاخ گل از بلبلان گویاترست
سرو رقصان گشته کاین بستان کیست
۵یاسمن گفتا نگویی با سمن
کاین چنین نرگس ز نرگسدان کیست
۶چون بگفتم یاسمن خندید و گفت
بیخودم من میندانم کان کیست
۷میدود چون گوی زرین آفتاب
ای عجب اندر خم چوگان کیست
۸ماه همچون عاشقان اندر پیش
فربه و لاغر شده حیران کیست
۹ابر غمگین در غم و اندیشه است
سر پرآتش عجب گریان کیست
۱۰چرخ ازرق پوش روشن دل عجب
روز و شب سرمست و سرگردان کیست
۱۱درد هم از درد او پرسان شده
کای عجب این درد بیدرمان کیست
۱۲شمس تبریزی گشادهست این گره
ای عجب این قدرت و امکان کیست
۱۳